
اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم
تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم
گرمی دستای تو رو به صد تا دنیا نمی دم
هر وقت که یارم تو بودی بی کسی رو نفهمیدم
تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم
ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم
آی قصه ی بی سرو ته شعر بدون قافیه
برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه


|
+| نوشته شده توسط
محمد در پنجشنبه 2 اسفند1386
|