تبليغاتX

به لبهایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم *** زپایم باز کن بند گران را کز این سودا دلی آشفته دارم

عشق و زندگی - عشق من
گريه درچشمان من طوفان غم دارد ولي.....خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من
 عشق من

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم


یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم


هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم


بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم


اینقد ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی


اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی


هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم


بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم


ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه


یا روی بیشه ی چشات غبار آهم بمونه


تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی


شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی

 

حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست


پیش تو آینه ی چشام... حقیر لایق تو نیست


هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم


بگم فقط مال مني به تو جسارت بكنم

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه 21 اردیبهشت1387  |
 
 
بالا
Google
Web Our Weblog